أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
742
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
پاسخ حزب در 23 صفر حزب ملى اين نامه را در پاسخ خالد فرستاد : كتاب شما و آنچه در آن آگاهى داده بوديد ، رسيد . ما فردا چهار نفر را به نيابت از سوى اهالى موجود در جده براى مذاكره در باره صلح و تفهيم حقايق و گرفتن حقايق از شما مىفرستيم . آنچه در بارهء محبت و تعلق به آن مرد - حسين - نوشتهايد ، چيزى ميان ما نيست . ما جز به مصلحت مسلمين ، به چيز ديگرى تعلق خاطر نداريم . و اللَّه على ما نقول وكيل . سفر نمايندگان جدّه به مكه نمايندگان مردم جده در روز 23 صفر عازم مكه شدند . اين هيئت عبارت بود از شيخ محمد نصيف به عنوان رئيس ، از مشايخ : عبدالرؤوف صبان ، على سلامة و سليمان عزايه و محمود شلهوب و صالح شطا كه از طرف حزب بود و گفتگو در بارهء هر آنچه براى جلوگيرى از خونريزى باشد ، به او واگذار شده بود . ملك على دست به دفاع مىزند در اينجا بايد به انگيزههاى موجود در جده كه سبب كنار گذاشتن بحث دفاع شد ، بپردازيم ، مسائلى كه سبب شد پادشاه ، حجاز را ترك كرده و آن را در اختيار لشكر مهاجم قرار دهد . داستان از اين قرار بود كه شمارى از اهل حجاز گزارشى را در روز 23 ربيعالاول به رئيس الوكلاى حكومت حجاز ، در وقت حركت سفر نمايندگان سپرده ، از او خواستند تا نزد پادشاه وساطت كرده به اسم انسانيت ، رأى مسلمانان را در عدول از دفاع بپذيرد . زمانى كه شاه اين گزارش را ديد ، گفت كه او ناچار است از سرزمين آباء و اجدادى خود دفاع كند و به تهديد كسانى پرداخت كه سخن از تسليم مىگفتند . بر اين اساس بود كه حزب ملى ، نامهء زير را در شب 25 ربيع الاول براى هيئتى كه